«نورتاب» واژهای فارسی به معنای نورافشان، تابناک و نوردهنده است و برای توصیف چیزی به کار میرود که از خود روشنایی میبخشد یا درخشندگی دارد. این واژه در متون ادبی به عنوان صفتی برای بیان روشنایی و جلوه نور استفاده شده و گاه درباره اشیایی به کار میرود که منبع نور یا بازتابدهنده آن هستند. در لغتنامهها، نورتاب به معنای نورتابنده و منبع روشنی آمده است و نشاندهنده حالت درخشان و پرنور بودن است. این واژه میتواند برای توصیف چهرهای روشن، جسمی درخشان یا هر چیزی که جلوهای از نور دارد به کار رود. در برخی منابع ادبی، نورتاب به صورت ترکیبی در شعر استفاده شده و بار معنایی زیباشناسانه دارد. همچنین در کاربرد امروزی، گاهی این واژه برای اشاره به چراغهایی به کار میرود که دارای سرپوش یا تنظیمکننده نور هستند. در این معنا، معادل واژه فرانسوی «abat-jour» نیز ذکر شده است که نوعی چراغ با پوشش برای کنترل شدت نور است.
نورتاب
لغت نامه دهخدا
نورتاب. ( نف مرکب ) نورتابنده. نورافشان. تابناک. منبع نور و روشنی:
خاک درِ توکه نورتاب است
سیبی به دو کرده آفتاب است.خاقانی.
فرهنگ فارسی
نور تابنده. نور افشان. تابناک. منبع نور و روشنی.
فرهنگستان زبان و ادب
{abat-jour (fr. )} [عمومی] چراغی معمولاً پایه دار که سرپوشی برای تنظیم نور داشته باشد
جمله سازی با نورتاب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون گنه کمتر بود نیم آفتاب منکسف بینی و نیمی نورتاب
💡 مطلع نور سیادت آن جمال نورتاب مشرق خورشید دانش آن دل دانشپذیر