نهشل
لغت نامه دهخدا
نهشل. [ ن َ ش َ ] ( ع اِ ) اسم عربی شقاقل است. ( تحفه حکیم مؤمن ). شقاقل. گزر دشتی. ( ناظم الاطباء ) زردک صحرائی. شقاقل. ( برهان قاطع ). || گرگ. ( منتهی الارب ) ( مهذب الاسماء ). ذئب. ( اقرب الموارد ) ( متن اللغة ). || چرغ. ( منتهی الارب )( مهذب الاسماء ). صقر. ( اقرب الموارد ) ( متن اللغة ). || ( ص ) پیر کلانسال لرزنده رعشه رسیده از پیری با اندکی طاقت. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( از متن اللغة ). تأنیث آن نهشلة است. ( اقرب الموارد ) ( متن اللغة ). || آنکه با ولع غذا خورد که گوئی سخت گرسنه است. ( از متن اللغة ). رجوع به نهشلة شود.
فرهنگ معین
(نَ شَ ) (اِ. ) ۱ - شقاقل. ۲ - گرگ. ۳ - پیر، پیری که به رعشه و لرزه افتاده باشد.
فرهنگ عمید
شقاقل، زردک صحرایی.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - گرگ ذئب. ۲ - چرغ. ۳ - پیر کلان سال لرزنده.
ویکی واژه
شقاقل.
گرگ.
پیر، پیری که به رعشه و لرزه افتاده باشد.
جمله سازی با نهشل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یکی چون بشربن خازم، دوم چون عمر و بویحیی سیم چون اعشی همدان، چهار نهشل حری