نفریغ

فرهنگ معین

(نَ یا نِ ) (اِ. ) حسرت، ویل.، روز ~روز رستاخیز، قیامت.

ویکی واژه

حسرت، ویل.؛ روز ~روز رستاخیز، قیامت.

جمله سازی با نفریغ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وَ قالُوا یا وَیْلَنا و میگویند ای هلاکا بر ما و نفریغ، هذا یَوْمُ الدِّینِ (۲۰) آنک این روز شمار و پاداش.

💡 لَوْ نَشاءُ لَجَعَلْناهُ حُطاماً، اگر خواهیم آن بر را کاه کنیم، فَظَلْتُمْ تَفَکَّهُونَ (۶۵) تا شما در نفریغ خوردن آیید.

💡 قوله تعالی: وَ أَنْذِرْهُمْ یَوْمَ الْحَسْرَةِ بیم نمای ایشان را از روز نفریغ.

💡 قالُوا یا وَیْلَنا گویند ای ویل و نفریغ و هلاک بر ما، مَنْ بَعَثَنا مِنْ مَرْقَدِنا که بیدار کرد و بینگیخت ما را از این خوابگاه ما؟! هذا ما وَعَدَ الرَّحْمنُ این آنست که رحمن وعده داده بود ما را، وَ صَدَقَ الْمُرْسَلُونَ (۵۲) و فرستادگان او راست گفتند.

💡 «فَاخْتَلَفَ الْأَحْزابُ مِنْ بَیْنِهِمْ» جوقهای ترسایان مختلف سخن شدند، «فَوَیْلٌ لِلَّذِینَ کَفَرُوا» ویل ایشان را و نفرین و نفریغ ایشان را که کافر شدند، «مِنْ مَشْهَدِ یَوْمٍ عَظِیمٍ» (۳۷) از حاضر شدن در روزی بزرگوار.