نعیب. [ ن َ ] ( ع اِ ) آواز زاغ. ( غیاث اللغات ). بانگ زاغ. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( دهار ). بانگ کلاغ. ( مهذب الاسماء ) ( زمخشری ). غارغار. آواز کلاغ چون گردن بکشد، خلاف نعیق. ( یادداشت مؤلف ): و مبادا کی اسماع ما نعیب غراب فراق استماع کند. ( سندبادنامه ص 40 ). || ( مص ) بانگ کردن کلاغ. ( تاج المصادر بیهقی ). نَعب. نعاب. نعبان. تَنعاب. ( اقرب الموارد ) ( متن اللغة ). رجوع به نَعب شود.
(نَ ) [ ع. ] (اِ. ) بانگ زاغ.
بانگ کردن زاغ یا کلاغ.
۲. (اسم ) صدای کلاغ.
بانگ کردن زاغ یاکلاغ
۱ - ( مصدر ) بانگ کلاغ و زاغ: و چون روزگار چنانک عادت اوست نعیب غراب بسمع احباب رساند...
آواز زاغ ٠ بانگ زاغ ٠ بانگ کلاغ ٠ غار غار ٠ آواز کلاغ چون گردن بکشد خلاف نعیق ٠
بانگ زاغ.
💡 پر فرو برد اندر آن خون رطیب شد به یثرب باز نالان با نعیب
💡 که باشد آنکه مر او را خلاف کرد ونکرد بفال بد ز بر مسکنش نعیب غراب
💡 بادا بساط خانهٔ احباب تو نعیم بادا سماع حلهٔ اعدای تو نعیب
💡 با لفظ من نعیب بود نکتهٔ حبیب از نظم من حقیر شود گفتهٔ سری
💡 غریبم از تو و این را سبب نعیب غراب غراب را چه غرض بود در جمال حبیب
💡 بلبل از بیم جان شود پنهان چون به بستان کشد غراب نعیب