نطر
لغت نامه دهخدا
نطر. [ ن َ ] ( ع مص ) باغبانی نمودن. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). نخلستان و موستان و کشتزار را حفاظت کردن. ( از اقرب الموارد ). بیدار ماندن و پاسداری کردن موستان و زراعت را. ( از المنجد ). نطارة. ( اقرب الموارد ) ( المنجد ) ( ناظم الاطباء ). || عین چیزی را حفاظت کردن. ( از متن اللغة ). نطارة. ( متن اللغة ). به معنی مراقبت هم آمده است. ( از المنجد ).
فرهنگ فارسی
باغبانی نمودن ٠ نخلستان و موستان و کشتزار را حفاظت کردن بیدار ماندن و پاسداری کردن موستان و زراعت را ٠
جمله سازی با نطر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هر کس که جواب گوید اینطرز سخن (شاگرد منست و خرقه دارد از من)
💡 نیست روش طرنطران بنگر سوی آسمان در تک و پوی اختران هر یک چون مسخری
💡 ویرانه ایست گلشن عیشم، که هیچگه بلبل بدانطرف نپرد، بلکه زاغ هم
💡 چه شد آنطره سیاه چو قیر چه شد آن چهره سپید چو شیر
💡 ز کعبه راه به کوی تو می توان بردن از آنکه قنطره ای بر حقیقت است مجاز