نصران

لغت نامه دهخدا

نصران. [ ن َ ] ( ع ص، اِ ) ترسا. ( ناظم الاطباء ). نصرانی. ( از متن اللغة ) ( مهذب الاسماء ) ( المنجد ) ( از اقرب الموارد ). مرد ترسا. ( دهار ) ( مهذب الاسماء ). واحد نصاری است. ( از متن اللغة ). رجوع به نصرانی و نصاری شود.
نصران. [ ن َ ] ( اِخ ) شهری در فلسطین که اقوام و کسان حضرت مسیح در آنجا بودند و آن حضرت در آنجا متولد شد و اکنون دارای 10000 نفر جمعیت است. ( ناظم الاطباء ). رجوع به ناصره شود.
نصران. [ ن َ ] ( اِخ ) دهی است به شام. ( منتهی الارب ). شهری است در شام. ( از ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(نَ ) [ ع. ] (اِ. ) ترسا. ج. نصاری.

فرهنگ فارسی

دهی است به شام. شهری است در شام.

جمله سازی با نصران

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پس از بام دیر نصرانی به قلب پرتلاطم بر زمین گردید نال چون مسیح ار چرخ چارم

💡 با رخ چون چشمهٔ خورشید و زلف چون صلیب تازه کردی کیش نصرانی زهی کافر بچه

💡 النصرانیه یک منطقهٔ مسکونی در قطر است که در الشحانیه (شهرداری) واقع شده‌است. النصرانیه ۲۹٫۶ کیلومتر مربع مساحت دارد.

💡 آمد آن فصلی که نصرانی سَلب گردد هوا تا کند باغ بهشتی را یهودی طیلسان

💡 روی کرد نصرانی سوی زاده زهرا کای صفات یزدانی از جمال تو پیدا

مافیا یعنی چه؟
مافیا یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز