نشخوار کردن

لغت نامه دهخدا

نشخوار کردن. [ ن َ / ن ُ خوا / خا ک َ دَ ] ( مص مرکب ) واپس جویدن. اجترار. اجرار. خورده را بار دیگر از گلو به دهان آورده جویدن، چنانکه شتر و بعض حیوانات دیگر. ( یادداشت مؤلف ):
چنان دان که بخت بدت خوار کرد
جهان خوردت و باز نشخوار کرد.اسدی.نشخوار غمت کنم چو اشتر
چون اشتر مست کف برآرم.مولوی ( آنندراج ).

فرهنگ معین

( ~. کَ دَ ) (مص م. ) ۱ - نک. نشخوار. ۲ - کنایه از: حرف دیگران را تکرار کردن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) عمل نشخوار را انجام دادن

ویکی واژه

نگاه کنید نشخوار.
کنایه از: حرف دیگران را تکرار کردن.

جمله سازی با نشخوار کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در یک تجربه نشان داده شد که اگر به کودک اجازه داده شود هر چقدر دلش می‌خواهد غذا بخورد، میزان نشخوار کردن کم می‌شود.

ساروی یعنی چه؟
ساروی یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز