نسپاس
مترادفها
ناسپاس
متضادها
سپاس، تشکر، قدرشناسی
لغت نامه دهخدا
نسپاس. [ ن َ ] ( ص مرکب ) ناسپاس. ( از ناظم الاطباء ). ناشکر. ناحقگزار. کافرنعمت. حق ناشناس:
بدین بخششت کرد باید بسند
مکن جانْت نسپاس و دل را نژند.فردوسی.کافرنعمت و نسپاس گشت
کافرنعمت را شدت جزاست.فرخی.نبوم ناسپاس از او که ستور
سوی فرزانه بهتر از نسپاس.ناصرخسرو.
فرهنگ معین
(نَ ) (ص. ) ناسپاس، ناشکر.
ویکی واژه
ناسپاس، ناشکر.
جمله سازی با نسپاس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نشانهٔ بندگی شکر است، هرگز مردم دانا به نسپاسی ز حد بندگی اندر نیاجارد
💡 «وَ لَقَدْ صَرَّفْنا لِلنَّاسِ» و بر گردانیدیم روی بر روی مردمان را، «فِی هذَا الْقُرْآنِ مِنْ کُلِّ مَثَلٍ» در این قرآن از هر صفت و هر مثل، «فَأَبی أَکْثَرُ النَّاسِ إِلَّا کُفُوراً (۸۹)» سر باز زد بیشتر مردمان مگر نسپاسی.
💡 وَ فَعَلْتَ فَعْلَتَکَ الَّتِی فَعَلْتَ و کردی کرده خویش که کردی، وَ أَنْتَ مِنَ الْکافِرِینَ (۱۹) و اکنون تو بنعمت من و نیکو داشت من از نسپاسانی.
💡 رو چنین شکری کن و بسیار نسپاسی مکن تات بخشد بخت نیکو سایهٔ خسرو معین
💡 وَ لَئِنْ أَرْسَلْنا رِیحاً و اگر بادی گشائیم فَرَأَوْهُ مُصْفَرًّا تا آن را زرد گشته بینند لَظَلُّوا مِنْ بَعْدِهِ یَکْفُرُونَ (۵۱) پس آن که آن چنان دیدند به نسپاسی و بد اندیشی کافر میشوند.