نذور
مترادفها
نذر، پیشکش
لغت نامه دهخدا
نذور.[ ن ُ ] ( ع اِ ) ج ِ نَذْر: به ایفای نذور ونوافل قیام کرد. ( سندبادنامه ص 279 ). رجوع به نَذْر شود. || ( مص ) نَذْر. رجوع به نَذْر شود.
فرهنگ معین
(نُ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ نذر.
فرهنگ فارسی
جمع نذر
( اسم ) جمع:نذر.
ویکی واژه
جِ نذر.
جمله سازی با نذور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در کنار زیارتگاه سلطان سهاک یک زائرسرا ساخته شده که در آن تعداد محدودی اتاق برای اقامت زیارتکنندگان وجود دارد. همچنین یک جمخانه در محوطهٔ زیارتگاه ساخته شده که شامل فضایی برای برگزاری عبادت و تشکیل جم و نیز یک آشپزخانه است که نذورات مردم را تحویل گرفته و پس از پختوپز و دعا دادن در میان زائران تقسیم میکند.