ندامتگاه

فرهنگ معین

( ~. ) [ ع - فا. ] (اِمر. ) محلی که مجرمین در آنجا احساس ندامت و پشیمانی کنند، زندان.

ویکی واژه

محلی که مجرمین در آنجا احساس ندامت و پشیمانی کنند، زندان.

جمله سازی با ندامتگاه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 به ناموس ضعیفی می‌کشم بار گرانجانی ندامتگاه مینایی‌ست خلوتخانهٔ سنگم

💡 در داستان‌های کلاسیک ادبیات فارسی، شخصیت اصلی پس از ارتکاب خطای بزرگ، در تنهایی و سکوت به ندامتگاه خود پناه می‌برد تا توبه کند.

💡 احساس گناه عمیق و حضور در ندامتگاه درونی، می‌تواند مسیر تغییر رفتار و بازگشت به خویشتن راستین را برای هر انسانی هموار سازد.

💡 شاعر با توصیف ندامتگاه، سعی دارد بار سنگین پشیمانی را بر دوش مخاطب بگذارد تا به عظمت بخشش و رحمت الهی پی ببرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران