نخ نما

لغت نامه دهخدا

نخ نما. [ ن َ ن ُ / ن ِ / ن َ ] ( نف مرکب ) نخ نما شدن قالی و جامه و جز آن؛ سوده و فرسوده شدن آن به کثرت استعمال چنانکه پود آن برود و تار که در زیر پود از چشم پنهان بود نمایان گردد. مندرس شدن. فرسوده شدن.

فرهنگ معین

(نَ. نَ ) (ص فا. ) فرسوده، کهنه.

فرهنگ عمید

پارچه یا فرشی که بر اثر کهنگی و فرسودگی پرزهایش رفته و تاروپودش ظاهر شده باشد.

ویکی واژه

فرسوده، کهنه.

جمله سازی با نخ نما

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گاهم زنخ نمایی و گه زلف می کشی بی رشته ام به چاه فرو می کنی، مکن

ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
استتار یعنی چه؟
استتار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز