نحافت

لغت نامه دهخدا

نحافت. [ ن َ ف َ ] ( ع اِمص ) لاغری. ناتوانی. ( غیاث اللغات ). هزال. نزاری. نحول. عجف. نحیفی. تکیدگی. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به نحافة شود.
نحافة. [ ن َ ف َ ] ( ع مص ) لاغر و نزار گردیدن، یا به سرشت لاغر و کم گوشت گردیدن نه به لاغری. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). نزار شدن. ( دهار ). نزار و باریک شدن. ( زوزنی ).

فرهنگ معین

(نَ فَ ) [ ع.نحافة ] (مص ل. ) لاغر شدن، لاغری.

فرهنگ عمید

لاغری، نحیفی.

فرهنگ فارسی

لاغرشدن، لاغری
۱ - ( مصدر ) لاغرشدن نزارگردیدن.۲ - ( اسم ) لاغری نزاری.

جمله سازی با نحافت

💡 آورده‌اند که عیسی (ع) بسه کس برگذشت ایشان را دید ضعیف و نحیف گشته: ذبولی و نحولی بر ایشان ظاهر شده، ایشان را پرسید که سبب این نحول و نحافت شما چیست؟ گفتند: الخوف من النار. روح اللَّه گفت: حق علی اللَّه ان یؤمن الخائف.

امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز