ملاعن

لغت نامه دهخدا

ملاعن. [ م ُ ع ِ ] ( ع ص ) لعنت کننده. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). || ( اصطلاح فقه ) زوجی که مقررات ملاعنه ( لعان ) را انجام می دهد. ملاعن باید بالغو عاقل و رشید باشد. و رجوع به ملاعنة و لعان شود.
ملاعن. [ م َ ع ِ ] ( ع اِ ) ج ِ ملعنة. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به ملعنة شود.

فرهنگ معین

(مُ عِ ) [ ع. ] (اِفا. ) لعن کننده.

جمله سازی با ملاعن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 زین پس دمی بر آر بکام دل اندرو وارسته از خباثت مشتی ملاعنه

💡 هریک بدانمثابه که با مادرش پدر کردی برای صحت اصلش ملاعنه

💡 در متون تاریخی و مذهبی، بارها با عباراتی خطاب به ملاعن و افراد فاسد که سعی در ترویج فساد در جامعه داشتند، مواجه می‌شویم که بسیار تکان‌دهنده است.

💡 حقایق تاریخی نشان می‌دهد که تلاش ملاعن برای تغییر مسیر جامعه از مسیرهای اخلاقی، همواره با مقاومت شدید و ایستادگی مردم در برابر ناعادلانه بودن رفتارشان روبه‌رو شده است.

💡 او در سخنرانی خود به شدت از رفتارهای ملاعن و کسانی که با ریاکاری سعی در فریب افکار عمومی دارند، انتقاد کرد و آن‌ها را محکوم نمود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران