ملاعن
لغت نامه دهخدا
ملاعن. [ م ُ ع ِ ] ( ع ص ) لعنت کننده. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). || ( اصطلاح فقه ) زوجی که مقررات ملاعنه ( لعان ) را انجام می دهد. ملاعن باید بالغو عاقل و رشید باشد. و رجوع به ملاعنة و لعان شود.
ملاعن. [ م َ ع ِ ] ( ع اِ ) ج ِ ملعنة. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به ملعنة شود.
فرهنگ معین
(مُ عِ ) [ ع. ] (اِفا. ) لعن کننده.
جمله سازی با ملاعن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زین پس دمی بر آر بکام دل اندرو وارسته از خباثت مشتی ملاعنه
💡 هریک بدانمثابه که با مادرش پدر کردی برای صحت اصلش ملاعنه