لغت نامه دهخدا
ناپایداری.( حامص مرکب ) صفت ناپایدار. رجوع به ناپایدار شود.
ناپایداری.( حامص مرکب ) صفت ناپایدار. رجوع به ناپایدار شود.
حالت و کیفیت ناپایدارمقابل پایداری.
ناپایداری گونه ای بی ثباتی در سامانهای است که در آن ذره، انرژیِ کافی برای ثابت ماندن در یک یا تعداد بیشتری مکان را دارا نمی باشد و معمولاً با برخی از عواملِ خارجی یا درونیِ بی ثبات کننده و در حالِ رشد در سامانه مشخص می شود. باید به این نکته نیز توجه داشت که همهٔ سیستم هایی که در حالتِ ثبات نیستند لزوماً ناپایدار نیستند.
معمولاً هدفِ نظریهٔ کنترل، یافتن جواب های مناسبی برای اجرای جبران سازیِ بهینهٔ رفتارِ سامانه توسطِ کنترل کننده می باشد. به گونه ای که موجبِ پایداری سامانه و آرامش خروجی یا خروجی های آن حول یک نقطه کار و عدم نوسان خروجی ها حول این نقطه گردد. در بیشتر مواقع، یک دسته معادلات دیفرانسیل رابطه بین ورودی ها و خروجی های یک سامانه را تعریف می کنند. اگر این دسته معادلات، معادلاتی دیفرانسیل خطی با ضرایب ثابت باشند، می توان با محاسبه تبدیل لاپلاس آن ها یک تابع تبدیل که توصیف کننده رابطه بین ورودی و خروجی های سامانه است را بدست آورد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هزاران گنج را گشتم نگهبان بدین بی پائی و ناپایداری
💡 سوگند به عصر،سوگند به ناپایداری سرنوشت،انسان، در زیان است.و در زیان خواهد ماند، تا پایان زمان.
💡 خجلت ناپایداری مزد سعی زندگیست گر همه آمد صواب اینجا خطایی کرد و رفت
💡 همه روزه ما در معرض رادیکالهای آزاد قرار میگیریم. (مولکولهای ناپایداری که مقداری الکترون کم یا زیاد دارند)
💡 همین کتیبهای از بیوفایی دنیاست از این معامله ناپایداریاش پیداست