نامه سیاه

لغت نامه دهخدا

نامه سیاه. [ م َ / م ِ] ( ص مرکب ) کسی که نامه اعمال وی سیاه و تیره باشد. ( ناظم الاطباء ). گنهکار. بدکار. بدعمل:
نی چو حاکم اوست گرد او مگرد
تا شوی نامه سیاه و روی زرد.مولوی.من ارچه عاشقم و رند و مست و نامه سیاه
هزار شکر که یاران شهر بی گنهند.حافظ.

فرهنگ معین

( ~. ) (ص مر. ) بدکردار، گناه کار.

فرهنگ عمید

کسی که گناه بسیار کرده و نامۀ عملش سیاه است، شخص گناهکار.

فرهنگ فارسی

۱ - کسی که کارهای بدبسیارکرده ونامه عملش سیاه است گناهکار بدعمل: من ارچه عاشقم ور ندومست و نامه سیاه هزار شکر که یاران شهربی گنهند. ( حافظ ) مقابل نامه سفید.

ویکی واژه

بدکردار، گناه کار.

جمله سازی با نامه سیاه

💡 پیر روشن دل ما گفت ز زاهد بگریز کین تبه حال بود نامه سیاه عجبی

💡 زدم به دامن زلف تو دست و، روی سفیدم که روز حشر جز این نامه سیاه ندارم

💡 نیستم از کرم بحر چو عنبر نومید گرچه از خامی دل نامه سیاه آمده‌ایم

💡 اگر چه نامه سیاه است در جهان شخصی که بهر لقمه نانی عذاب خلق بود

💡 بر آستان تو چندان گریست ابن حسام که آب دیدهٔ او نامه سیاه بشست

💡 بی‌عشق محال ست بود رونق هستی بی‌جلوهٔ خورشید جهان نامه سیاه است

دایر شدن یعنی چه؟
دایر شدن یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز