لغت نامه دهخدا
نامطلوبی. [ م َ ] ( حامص مرکب ) نامقبولی. مطلوب نبودن. صفت نامطلوب. رجوع به نامطلوب شود.
نامطلوبی. [ م َ ] ( حامص مرکب ) نامقبولی. مطلوب نبودن. صفت نامطلوب. رجوع به نامطلوب شود.
۱ - طلب نشدن. ۲ - ناپسندبودن نامقبولی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اسمیت در هنگامی که با گروه هیتمایزر همکاری میکرد، کارهای تکی خود را شروع کرد و موفقیت دو آلبوم اولش او را از گروه بسیار فاصله داد. هیتمایزر پیش از عرضه آلبوم مایک سیتی سانز منحل شد و ویرجین آلبوم را به صورت نامطلوبی به یکی از ناشرهای دیگرش کارولین ریکاردز واگذار کرد. در آن زمان اسمیت روی آلبوم اکساو کار میکرد.
💡 این وضعیت که بار مستقیم آن بر دوش صنعت برق است، تهدیدی برای توسعه استان است زیرا با گرم تر شدن دما، بسیاری از نیروهای متخصص یا کارآفرین ترجیح میدهند که به مناطق خوش آب و هوا تر کوچ کنند. همچنین افزایش دما تأثیر نامطلوبی بر بخشهای رفاهی، تفریحی، صنعت و بخصوص کشاورزی دارد که در دراز مدت میتواند آثار سوء خود را به رخ استان بکشد. اما بر اساس یک نظریه قدیمی، هر تهدیدی میتواند یک فرصت نیز بشمار رود.
💡 استپاناکرت توسط جادهها به مراکز مناطق مرتبط است لیکن بخش بزرگ آنها در وضعیت نامطلوبی قرار داشتند بعد از جنگ قرهباغ، توسط جماعت ارمنیان پراکنده با جمعآوری پول توانستند بسیار از جادهها را تعمیر نمایند.
💡 تحقیقات همواره نتایج نامطلوبی از مصرف زیاد الکل در دوران بارداری بر رشد جسمی، عصبی و رفتاری جنین نشان