لغت نامه دهخدا
ناغوش. ( اِ ) چیزی را به آب فروبردن. ( برهان قاطع ). || سر به آب فروبردن مردم و مرغ. ( فرهنگ اسدی ) ( صحاح الفرس ). سر به آب فروبردن و غوطه خوردن. ( برهان ). غوته خوردن. ( حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی ). سر به آب فروبردن بود از مردم و مرغ را نیز گویند. ( حاشیه برهان قاطع چ معین از لغت فرس ) ( فرهنگ نظام ). سر در آب فروبردن. ( فرهنگ اوبهی ). غوطه وری. فرورفتگی در آب. فرورفتگی سر در آب. ( ناظم الاطباء ). در برهان به معنی غوطه خوردن درآب آمده ولیکن خطا کرده باغوش است به بای پارسی. ( انجمن آرا ). باغوش. سر به آب فروبردن و غوطه خوردن.