ناشایستگی

لغت نامه دهخدا

ناشایستگی. [ ی ِ ت َ / ت ِ ] ( حامص مرکب ) عدم لیاقت. ( ناظم الاطباء ). ناسزاواری.نالایقی. بی لیاقتی. عدم کفایت. لایق نبودن. نااهلی.

فرهنگ فارسی

نالایقی بی لیاقتی.

جمله سازی با ناشایستگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نکرده طعنه ناشایستگی شان که می دانست نادانستگی شان

💡 هر سر بی مغز درخورد کلاه فقر نیست من زناشایستگی با افسر زر ساختم

💡 کفر و ایمان را ز من عارست قدسی، چون کنم گر ز ناشایستگی بر من مرا تاوان کنند

💡 ز ناشایستگی در آستینم می شود پنهان گل خورشید اگر از بهر آن دستار می چینم

💡 اگر سرو سهی باشم، ز ناشایستگی خود را به آن شمشاد قامت، باب همدوشی نمی دانم

منهدم یعنی چه؟
منهدم یعنی چه؟
داف یعنی چه؟
داف یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز