ناخشنودی

لغت نامه دهخدا

ناخشنودی. [ خ ُ ] ( حامص مرکب ) عدم رضایت. ناپسندی. ( ناظم الاطباء ) ( زوزنی ):
که برگ هر غمی دارم در این راه
ندارم برگ ناخشنودی شاه.نظامی.روزی از ناخشنودی عاملان یا تقصیری و بدخدمتی که صادر شد از اهالی آن خشم گرفت. ( ترجمه محاسن اصفهان ص 82 ).

فرهنگ فارسی

عدم رضایت.

جمله سازی با ناخشنودی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یا أَیُّهَا النَّبِیُّ ای پیغامبر، اتَّقِ اللَّهَ بر پرهیز باش از ناخشنودی خداوند خویش، وَ لا تُطِعِ الْکافِرِینَ وَ الْمُنافِقِینَ و نگر فرمان نبری ناگرویدگان و دو رویان را، إِنَّ اللَّهَ کانَ عَلِیماً حَکِیماً (۱) اللَّه دانای است، راست دانش از همیشه‌

💡 که برگ هر غمی دارم درین راه ندارم برگ ناخشنودی شاه

عندلیب یعنی چه؟
عندلیب یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز