ناآگاهان

لغت نامه دهخدا

( ناآگاهان ) ناآگاهان. ( ق مرکب ) غفلةً. بغتةً. ناگاه. ناگاهان.ناگه. ناگهان. || علی العمیاء. ندانسته.

فرهنگ عمید

( ناآگاهان ) ۱. ناگاه، غفلتاً.
۲. ندانسته.

فرهنگ فارسی

( نا آگاهان ) ۱- ناگاه غفله. ۲ - ندانسته علی العمیائ.

ویکی واژه

ناگاه؛ غفلتاً.
ندانسته

جمله سازی با ناآگاهان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قالَ فَعَلْتُها إِذاً وَ أَنَا مِنَ الضَّالِّینَ (۲۰). گفت کردم من آنچه میگویی و بودم از ناآگاهان.

💡 «إِنَّ الَّذِینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ الْغافِلاتِ الْمُؤْمِناتِ» ایشان که می‌دشنام دهند آزاد زنان پاکان را و از بدی و بدان ناآگاهان را، «لُعِنُوا فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ» لعنت بر ایشان درین جهان و در ان جهان، «وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِیمٌ» (۲۳) و ایشانراست عذابی بزرگ.

فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
بحرود یعنی چه؟
بحرود یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز