خورده لوکی
لغت نامه دهخدا
خورده لوکی. [ خُرْ دَ] ( اِخ ) دهی است از دهستان سرشیو بخش مرکزی شهرستان سقز، واقع در 13هزارگزی خاور سقز و جنوب شوسه سقز به سنندج. این ده کوهستانی با آب و هوای سردسیری و 420 تن سکنه است. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و لبنیات و توتون و مختصر میوه. شغل اهالی زراعت و گله داری. راه مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
فرهنگ فارسی
دهی است از دهستان سرشیو بخش مرکزی شهرستان سقز واقع در ۱۳ هزار گزی خاور سقز و جنوب شوسه سقز به سنندج این ده کوهستانی با آب و هوای سردسیری و ۴۲٠ تن سکنه است.
جمله سازی با خورده لوکی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آن طفل که پرورده به دامان قناعت گل را چو شکر خورده و از شیر بریده است
💡 در شفاخانه روحالقدس از دست مسیح خوردهام شربت شافی و شفا یافتهام
💡 خون مینا بخور و بشکنش از سنگ که من سنگها خوردهام از این فلک مینایی
💡 خورده دانی گفت با وامق به راز کای ز داغ عشق عذرا در گداز
💡 گفتم که مگر غم تو من می خوردم می در نگرم غمت مرا می خورده است