لغت نامه دهخدا
نئی. [ ن ُ ئی ی ] ( ع اِ ) ج ِ نؤی است. رجوع به نؤی شود.
نئی. [ ن ُ ئی ی ] ( ع اِ ) ج ِ نؤی است. رجوع به نؤی شود.
احتمالا به شاخههای فرعی خیزران یا بامبو نئی گفته میشود. در دوران باستان کمانهای بومی قبایل کاسپیان نئی نامیده میشد که ظاهرا از چوب خیزران بوده است.
💡 در بامداد دیده ی مرغی بخواب نیست کمتر نئی ز مرغ، حذر کن ز خواب صبح
💡 (رسته۱) در این گروه هستند. فیلیپین، برونئی، مالزی و تایلند (رسته۲). ۷۶٪ از کشورهای جهان در این دسته قرار میگیرند.
💡 شهر آنانئیو (به اوکراینی: Ананьїв) در استان اودسا در کشور اوکراین واقع شدهاست. جمعیت این شهر ۹٬۴۷۶ نفر است.
💡 قیاس نارم با سرو و ماه و مشک و گلت قیاس سرو و مه و مشک و گل نئی دگری
💡 گشت دلم مست او جان شده پابست او خورده هم از دست او باده جانانئی