میکرب
مترادفها
میکروب
لغت نامه دهخدا
میکرب. [ رُ ] ( فرانسوی، اِ ) میکروب. جانوران ذره بینی بسیار کوچک. ( از لغات فرهنگستان ). هر یک از موجودات زنده یک سلولی و ذره بینی ( اعم از موجودات یک سلولی گیاهی یا حیوانی ) که غالباً بیماری زا می باشند. میکربها را معمولاً به سه دسته جانوری و گیاهی و ویروسها تقسیم می کنند. دسته اول جزو جانوارن یک سلولی یا آغازیان اند. دسته دوم جزو گیاهان یک سلولی ( باکتریها، قارچهای یک سلولی ) می باشند، ولی ویروسها با وجود آنکه جزو عوامل زنده محسوبند، در تقسیم بندی گیاهی یا جانوری محل آنها مشخص نیست.
فرهنگ فارسی
(اسم ) هریک از موجودات زنده یک سلولی و ذره بینی ( اعم از موجودات یک سلولی گیاهی یا حیوانی ) که غالبابیماری زا میباشد. میکربهارا معمولا به سه دسته میکربهای جانوری و میکربهای گیاهی و ویروس ها تقسیم میکنند. دسته اول جزو جانوران یک سلولی یا آغازیان اند دسته دوم جزو گیاهان یک سلولی ( باکتریها قارچ های یک سلولی ) میباشند ولی ویروس ها با وجود آنکه جزو عوامل زنده محسوبند در تقسیم بندی جانوری یا گیاهی محل آنها مشخص نیست.
فرهنگستان زبان و ادب
{microbe} [زیست شناسی-میکرب شناسی] 1. اندامگان های میکروسکوپی شامل برخی جلبک ها و باکتری ها و قارچ ها و تک یاخته ها و ویروس ها 2. هر اندامگان میکروسکوپی بیماری زا
ویکی واژه
germe
microbo
جمله سازی با میکرب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پس از جنگ فلمینگ به بیمارستان سنت مری بازگشت و به کار تحقیق خود مشغول شد. در سال ۱۹۲۲ مادهای را کشف کرد که آن را «لیزوزیم» نامید. لیزوزیم، آنزیمی است که در بدن انسان تولید میشود و در ترکیبات مخاط و اشک وجود دارد، به سلولهای بدن آسیب نمیرساند. این ماده اگرچه برخی از میکروبها را از بین میبرد ولی در برابر میکربهای خاصّی که به انسان آسیب میرساند بیاثر است. این کشف با وجود جالب بودن از اهمیت چندانی برخوردار نبود.