میزه. [ زَ / زِ ] ( اِ ) میان زین. ( لغت فرس اسدی ). میان زین و خانه زین. ( ناظم الاطباء ). میان زین بود. ( فرهنگ اوبهی ). میان زین اسب را گویند که خانه زین باشد. ( برهان ) ( آنندراج ) ( از شعوری ج 2 ورق 366 ).
میزه. [ زَ / زِ ] ( اِ ) بول. میزک. رجوع به میزک شود.
- میزه کردن؛ بول کردن. شاشیدن. ادرار کردن.
(زَ یا زِ ) (اِ. ) میان زین اسب، خانة زین.
(زَ یا زِ ) (اِ. ) شاش، ادرار، میز.
میان زین اسب خانه زین.
میان زین اسب، خانة زین.
شاش، ادرار، میز.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 میزها خوب و پرده ها مرغوب حوضم از سنگ و آینه سنگین
💡 مذهب ایشان بوداگرایی شاخه هینهیانه، دائوگرایی و آمیزهای از جانگرایی و نیاپرستی است.
💡 برو به عدلیه تا بیتمیزها بینی که مردهشوها در پشت میزها بینی