میدن

میدن

لغت نامه دهخدا

میدن. [ دَ ] ( مص ) نو بودن و مجدد بودن. ( ناظم الاطباء ). مجدد و نو بودن. ضد کهنه. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). به معنی مجدد و نو بودن است که در مقابل کهنه وکهنگی باشد. ( برهان ). || پختن. || پاک و پاکیزه کردن. ( ناظم الاطباء ). به معنی پاک کردن است. ( از شعوری ج 2 ورق 357 ). || آرزوداشتن. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

نو بودن و مجدد بودن پختن آرزو داشتن

دانشنامه عمومی

میدن ( به هلندی: Meeden ) یک منطقهٔ مسکونی در هلند است که در منترولده واقع شده است. میدن ۲٫۸۶ کیلومتر مربع مساحت و ۱٬۸۲۵ نفر جمعیت دارد.

ویکی واژه

(اصفهانی، نگارش گویش‌نما) می‌دهند

جمله سازی با میدن

💡 با آن غزال وحشی گر خواهی آرمیدن چندین هزار احسنت می‌بایدت کشیدن

💡 به هجر و وصل و ملال و نشاط گریه کنم در آن دلی که طلب هست آرمیدن نیست

💡 بی قراران هر نفس در عالمی جولان کنند همچو بوی گل به یک جا آرمیدن مشکل است

💡 ترا که هست دل آرمیده ای خوش باش که من افتاده ام از چشم آرمیدن دل

💡 اکنون که ز رأی خوانده گردیده دو ثلث ناچار سه ربع نا امیدند همه

نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز