کلمهی «مکش» در فارسی به معنای عمل کشیدن یا مکیدن چیزی با دهان یا ایجاد خلأ برای بیرون کشیدن مایعات یا هوا است. این واژه از ریشه «کشیدن» گرفته شده و با پیشوند «مـ» به صورت مصدر یا اسم عمل آمده است تا فعل کشیدن یا مکیدن را به صورت اسم بیان کند. این فرایند میتواند در زمینههای مختلف فیزیکی و علمی به کار رود، مانند مکش مایعات توسط نی یا دستگاههای مکنده. در علوم پزشکی، مکش برای خارج کردن مایعات از بدن یا ایجاد خلأ در برخی روشهای درمانی کاربرد دارد. در زبان روزمره، ممکن است برای توصیف کارهایی مثل مکیدن نوشیدنی یا حتی مکیدن انگشت به کار رود. از نظر ادبی، مکش گاهی به صورت استعاری برای جذب یا کشاندن چیزی به سمت خود نیز استفاده میشود. این واژه معمولاً بار معنایی خنثی دارد و بسته به زمینه، مثبت یا منفی تلقی میشود. هممعنیهای آن عبارتاند از کشیدن، مکیدن، جذب کردن و واداشتن به داخل. این مفهوم در مکانیک و فیزیک هم به حرکت هوا یا مایعات به داخل یک فضا اشاره دارد.
مکش
لغت نامه دهخدا
مکش. [ م َ ک ِ ] ( اِمص ) مک و مص. || جذب و کشش. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
مک و مص. یا جذب و کشش
فرهنگستان زبان و ادب
{intake, inlet, admission , induction} [قطعات و مجموعه های خودرو] فرایندی که درطی آن مخلوط سوخت و هوا به داخل سیلندر وارد می شود
{suction} [علوم پایۀ پزشکی، علوم سلامت] بیرون کشیدن گاز یا مایع با ایجاد فشار منفی و معمولاً به وسیلۀ ابزار مکانیکی
دانشنامه آزاد فارسی
مَکِش (suction)
عمل یا فرآیند مَکیدن؛ و نیز ایجاد خلأ در فضای محدود و به درون کشیدن شاره (سَیال) یا چسباندن یک جسم، مثلاً لاستیک بادکش، به برخی چیزها براثر فشار جوّ.
جمله سازی با مکش
💡 یا وفا یا ستم از کش بکشم چند کشی گوئی آزار پر کاه بکش کاه مکش
💡 رنج بقا مکش که نفسهای پر فشان در گلشن خیال نسیمی وزیدهاند
💡 گر اره ات نهند به سر سر مکش که آن بر فرق فقر کنگره تاج کبریاست
💡 هین مکش بهر هوا آن بار علم تا ببینی در درون انبار علم