موشکاف
مترادفها
تحلیلگر، دقیق، ریزبین، تیزبین
متضادها
سطحینگر
لغت نامه دهخدا
موشکاف. [ ش ِ ] ( نف مرکب ) موی شکاف. موشکافنده. شکافنده مو. که سخت تیز است به حدی که موی را می شکافد. کنایه از برندگی بسیار دم و حد چیزی برنده چون شمشیر و کارد و غیره:
پیکان تیرمه سپر موشکاف او
چون موی سر فروزند از فرق فرقدان.خواجوی کرمانی. || دقیق و بادقت و نکته سنج و آن که با دقت بسیار کار می کند. ( ناظم الاطباء ). نهایت هوشیار در کارها.کسی که کارها را به کمال دقت و هوشیاری سرانجام دهد. ( یادداشت مؤلف ):
موشکافان صحابه جمله شان
خیره گشتندی در آن وعظ و بیان.مولوی.عاجز از موی میانت مردمان موشکاف
مضطر از درک دهانت مردمان خرده بین.وحشی بافقی.ز طبع موشکافم شانه پشت دست می خاید
به گردم کی رسد همچون صبا بر بادپیمایی.صائب تبریزی ( از آنندراج ).مانده در عقده حیرت نفس موی شکاف
بوسه چون راه برد لعل شکرخای ترا.صائب تبریزی ( از آنندراج ).و رجوع به موشکافی و مو شکافتن شود.
فرهنگ عمید
شخص باریک بین که در امری دقت و باریک بینی کند.
فرهنگ فارسی
کنایه ازشخص باریک بین که درامری دقت وباریک بینی کند، موشکافی: باریک بینی ودقت بسیاردرکاری
( صفت ) آنکه با دقت بسیار کار کند: دقیق باریک بین: [ عاجز از موی میانت مردمان مو شکاف مضطر از درک دهانت مردمان خرده بین ] ( وحشی. چا. امیر کبیر. ۲۵٠ )
جمله سازی با موشکاف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 موشکافی بی حضور قلب صائب مشکل است جمع کن خود را و آن زلف پریشان را ببین
💡 همچو مویی شد تنم وز غم شکافم سینه را در خیال آن میان من موشکافی میکنم
💡 نگاه موشکافان بی خبر بود از دهان او نشد تاخط مشکین چون لب پیمانه دمسازش
💡 خیال موشکافان سربرون ناورد از جایی مگر خط آورد بیرون سر از راز دهان تو
💡 بر تیغ حدت طبع در جمع موشکافان ما جوهریم ازان رو در قید پیچ و تابیم