لغت نامه دهخدا
موالد. [ م َ ل ِ ] ( ع اِ ) ج ِ مولد. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || ج ِ مولد به معنی مادر. ( آنندراج ). رجوع به موالید و مولد شود.
موالد. [ م َ ل ِ ] ( ع اِ ) ج ِ مولد. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || ج ِ مولد به معنی مادر. ( آنندراج ). رجوع به موالید و مولد شود.
(مَ لِ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ مولد.
جمع مولد
( اسم ) جمع مولد
جِ مولد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گمان میرود که او از موالدان بودهاست.