موارد
مترادفها
موضوعات
لغت نامه دهخدا
موارد. [ م َرِ ] ( ع اِ ) ج ِ مورد. ( منتهی الارب ) ( دهار ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). راه ورود به آب. راه آبخور.
- موارد مطروقه؛ آبهای آلوده و ناپاک. ( ناظم الاطباء ).
|| راه و طریقه و موردها و محل ورود و درآمدها. ( ناظم الاطباء ): تا تیغهای مسلول از موارد ورید مستسقی شد. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 197 ). به نزعات شیاطین موارد آن محبت منغص گشت. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 227 ). و رجوع به مورد شود.
- مصادر و موارد؛ انجمن ها وجاهایی که مردمان دانا اجتماع میکنند و یکدیگر را ملاقات می نمایند. ( ناظم الاطباء ).
- موارد و مداخل؛ موارد و مدارج. راه درآمد و دخل و مداخل و مخارج. ( ناظم الاطباء ).
- موارد و مدارج؛ موارد و مداخل. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ معین
(مَ رِ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ مورد.
فرهنگ عمید
= مورد mo[w]red
فرهنگ فارسی
جمع مورد
( اسم ) جمع مورد
ویکی واژه
جِ مورد.
جمله سازی با موارد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 راست که این بسط بنهایت رسد، از موارد قدرت وارد هیبت و دهشت آید، دریای عظمت موج هیبت زند، مسکین بنده در وهده حجبت افتد، زبان تضرّع بگشاید، بزاری و خواری گوید:
💡 خود این معنی اگر دانی موارد بقدس نفس و تنزیه است شاهد
💡 آزادکند ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
💡 ۱ «که» بقرینه موارد دیگر از همین کتاب بمعنی «چون» است.
💡 وَ لِرَبِّکَ فَاصْبِرْ ای فاصبر علی طاعته و اوامره و نواهیه لاجل ثواب اللَّه. و قیل: فاصبر علی ما اوذیت فی ذات اللَّه، و قیل: لوعد اللَّه و لوجه اللَّه. فاصبر علی اداء الرّسالة و تعلیم الحقّ. و قیل: فاصبر تحت موارد القضاء لاجل اللَّه.
💡 آنجا نبود مگر پژمردگی زیر موارد هیبت چنانک خدای میگوید فَلَمَّا حَضَرُوهُ قالُوا اَنْصِتوا.