مهمان نواز
مترادفها
مهماندار، مهمانپرور
متضادها
بیمروت، خسیس، ناپذیرنده
لغت نامه دهخدا
مهمان نواز. [ م ِن َ ] ( نف مرکب ) که به خدمت و تیمار مهمان قیام و اهتمام دارد. دوستدار مهمان. مهمان پرست. کسی که مهمان خود را مورد تفقد و پذیرایی قرار می دهد:
پرستش نمودند با صد نیاز
زهی میزبانان مهمان نواز.نظامی.دد و دام را شیر از آن است شاه
که مهمان نواز است در صیدگاه.نظامی.
فرهنگ عمید
کسی که مهمان را دوست دارد و از او خوب پذیرایی کند.
فرهنگ فارسی
( صفت ) کسی که مهمان خود را مورد تفقد و پذیرایی قرارمیدهد.
جمله سازی با مهمان نواز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دل از هر چه جز جود وارسته داشت بمهمان نوازی میان بسته داشت
💡 نیست به از لذت مهمان نوازی، نانخورش تا توانی نان خشک خویش را تنها مخور
💡 وزین مهمانی و مهمان نوازیهای این مردم چو یاد آری ز خجلت چون عرق خود را روان بینی
💡 مهمان نواز باش و برای خدا مکن آلودهٔ هزار گنه جان پاک را
💡 چه کرد آن بداندیش مهمان نواز که ساز ضیافت چنین کرد ساز