مهر زدن

لغت نامه دهخدا

مهر زدن. [ م ُ زَ دَ ] ( مص مرکب ) ممهور ساختن. مهر کردن.

فرهنگ معین

( ~. زَ دَ ) (مص م. ) نشان کردن بر چیزی.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) مهر کردن.

ویکی واژه

timbrare
نشان کردن بر چیزی.

جمله سازی با مهر زدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حرص و شره دوزخ پر آتش است مهر زدن بر در دوزخ خوش است

💡 روزه بود مهر زدن بر درش مهر بزن تا برهی از شرش

💡 لب لعلت که زد از خط به دلم مهر وفا چون نگینی ست پی مهر زدن کرده سیاه

قورساق یعنی چه؟
قورساق یعنی چه؟
قلقلک یعنی چه؟
قلقلک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز