مهانل
لغت نامه دهخدا
مهانل. [ م َ ن ُ / ن ِ ] ( اِ ) در فرهنگها از جمله در جهانگیری و برهان و ناظم الاطباء به معنی تریاک و افیون آورده اند. صاحب انجمن آرای ناصری نوشته از غلطخوانی بیتی از سنایی این اشتباه به فرهنگهاراه یافته و در آن بیت هلاهل ( = زهر مهلک ) را مهانل خوانده اند ( انجمن آرا ) و آن بیت این است:
پند ز حجت به گوش فکرت بشنو
ورچه به تلخی چو حنظل است و مهانل.
فرهنگ معین
(مَ نُ ) (اِ. ) افیون، تریاک.
ویکی واژه
افیون، تریاک.
جمله سازی با مهانل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پند ز حجت به گوش فکرت بشنو ورچه به تلخی چو حنظل است و مهانل
💡 آنکه در هر هنر مهانل کرد دشت بی مرد و کوه بی دیوار