فرهنگ معین
(مَ. کَ دَ ) (مص ل. ) لاف زدن، به خود بالیدن.
(مَ. کَ دَ ) (مص ل. ) لاف زدن، به خود بالیدن.
( مصدر ) از خود لاف زدن بخود بالیدن
لاف زدن، به خود بالیدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دشمنی کردند و بدگوئی بر خاقان مرا در دل خاقان فکندند از خلاف من غبار
💡 در لباس دشمنی کردند با ما دوستی شور چشمانی که داغ ما نمکدان ساختند
💡 دل ز من برداشت یار مهربان، واحسرتی دشمنی کردند با من دوستان، واحسرتی!
💡 ترا با دوست کاری نیست چون جز دشمنی کردن به دشمن ناتوانی دوست را ای دوست دشمن کن
💡 دشمنی کردند با من دوستان، از بخت بد این حکایت در جهان شد داستان، واحسرتی!
💡 دشمنی کردند با من لیکن از روی قیاس دوستی باشد که دردم پیش درمان گفتهاند