منظری

مترادف‌ها

دیدنی، چشم‌نواز

لغت نامه دهخدا

منظری. [ م َ ظَ ری ی ] ( ع ص ) نیکومنظر. ( منتهی الارب ): رجل منظری؛ مرد خوش روی و نیکومنظر. ( ناظم الاطباء ). منظرانی. ( اقرب الموارد ). رجوع به منظرانی شود.

فرهنگ فارسی

نیکو منظر. رجل منظری مرد خوش روی و نیکو منظر.

جمله سازی با منظری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ای آن زمین وقار که بر آسمان فضل ماه خجسته پیکر خورشید منظری

💡 اول منم که در همه عالم نیامده‌ست زیباتر از تو در نظرم هیچ منظری

💡 فرخنده منظری شده منظور چشم من کز جلوه میزند ره چندین بصیر را

💡 مرو همچو بیانی از پیش چشم درین گوشه بنشین که خوش منظری است

💡 نی ماه منظری که نظربازیی کنم در پایش اوفتاده سرافرازیی کنم

💡 روزیکه رسم و راه پرستاریم نبود میدوختم بسان تو، چشمی به منظری

💡 از آن منظری که بر فراز کوهستان قرار داشت، می‌توان چشم‌انداز وسیعی از دره سرسبز و رودخانه‌ای که در پایین جریان داشت را دید.

💡 نویسنده در این کتاب، مسائل اجتماعی را از منظری کاملاً متفاوت و با نگاهی انتقادی به بررسی کرده است که خواننده را مجذوب می‌کند.

💡 تماشای غروب خورشید از آن منظری ساحلی، تجربه‌ای فراموش‌نشدنی برای هر مسافری است که به دنبال آرامش و زیبایی‌های بکر طبیعت می‌گردد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران