مناطق
مترادفها
نواحی، قلمروها، بخشها
لغت نامه دهخدا
مناطق. [ م َ طِ ] ( ع اِ ) ج ِ مِنطَق، به معنی میان بند که نطاق باشد. ( آنندراج ). ج ِ منطق. ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ): و ما رصع من الوشح و المناطق و القلانس و القفازات. ( الجماهر ص 21 ).
همچو میزان دشمن تو باد پیموده ز عمر
همچو جوزا ناصحت از زرمناطق ساخته.
جمال الدین عبدالرزاق ( دیوان چ وحید دستگردی ص 320 ).
|| ج ِ منطقة. ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). رجوع به منطقة شود.
فرهنگ معین
(مَ طِ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ منطقه.
فرهنگ عمید
= منطقه
فرهنگ فارسی
جمع منطقه
( اسم ) جمع: منطق و منطقه: ۱ - کمر بندها ۲ - منطقه های جغرافیایی
ویکی واژه
جِ منطقه.
جمله سازی با مناطق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ماهها در مشتری جسته مناطق در زحل کوهها در زهره دیده بیشها اندر قمر
💡 فرقش محلّ نطق و میان جای منطقه منطبق آن بود که سراسر مناطقست