مواقع

لغت نامه دهخدا

مواقع. [ م َ ق ِ ] ( ع اِ ) ج ِ موقع. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). ج ِ موقع به معنی جاها و محلها. ( از غیاث ). و رجوع به موقع شود. || ج ِ موقعة. ( اقرب الموارد ). ج ِ موقعة به معنی جاها و محلها. ( آنندراج ). و رجوع به موقعة شود. || ج ِ میقَعَة. ( اقرب الموارد ) ( المنجد ). رجوع به میقعة شود. || ج ِ موقع به معنی وقتها و هنگامها و زمانها: در مواقع ضرورت پیش من می آمد.

فرهنگ معین

(مَ قِ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ موقع.

فرهنگ عمید

= موقع mo[w]qe'،

فرهنگ فارسی

جمع موقع
( اسم ) جمع موقع

جمله سازی با مواقع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اراده غیر حق یعنی که واقع نه بیند هیچ در شبی از مواقع

💡 کسی که در تو به چشم خرد نگاه کند مواقع کرم کردگار بشناسد

💡 سؤال از عارفین هم در مواقع بسوی حادثات است آنچه راجع

💡 آنی که نجوم از نظر طالع مسعود بر خاک سر کوی تو سازند مواقع

💡 اول ببین مواقع اقدام خویشتن در نه قدم از آن پس و با احتیاط باش

گیتی یعنی چه؟
گیتی یعنی چه؟
سلحفات یعنی چه؟
سلحفات یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز