مقدم داشتن
مترادفها
مقدم کردن، پیشگذاشتن
متضادها
مؤخر داشتن، عقب انداختن
فرهنگ معین
( ~. تَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) ترجیح دادن، برگزیدن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) پیش انداختن کسی یا چیزی را جلو انداختن: [ اگر وتد را بر سبب مقدم داری فعولن آید. ] ( المعجم. چا. دانشگاه.۳۷ )
ویکی واژه
ترجیح دادن، برگزیدن.
جمله سازی با مقدم داشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لیک موسی را مقدم داشتند ساحران او را مکرم داشتند