مفضال
مترادفها
برتر، برگزیده، فاضل
لغت نامه دهخدا
مفضال. [ م ِ ] ( ع ص ) مرد بسیار فضل و جود. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). مردبسیارفضل. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). صاحب فضل بسیار. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ):
در او به کام دل خویش هر کسی مشغول
امیر و بنده و سالار و فاضل و مفضال.قطران.- رجل مفضال علی قومه؛ مرد صاحب فضل و بخشنده برای قوم خود. ( از اقرب الموارد ) ( از ناظم الاطباء ).
فرهنگ معین
(مِ ) [ ع. ] (ص. ) مرد بسیار فضل.
فرهنگ عمید
دارای فضل و بخشش، بسیار فضل.
ویکی واژه
مرد بسیار فضل.
جمله سازی با مفضال
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بدان دو بیت مدیح شریف طعنه زدست بزر سرخ و سفال و بفاضل و مفضال
💡 نه بندگان همه چون مصطفی بوند بقدر بقدر طاعت مفضول باشد و مفضال
💡 در او به کام دل خویش هر کسی مشغول امیر و بنده و سالار و فاضل و مفضال
💡 اگر بگفتن مفضال فاضلت بُد قصد نخست باری بشناس فاضل از مفضال
💡 زهی عطای تو مکثار و باس تو مقدام زهی سخای تو مضیاف و خلق تو مفضال