معلولیت

مترادف‌ها

ناتوانی، کم‌توانی

متضادها

سلامت، توانمندی

فرهنگستان زبان و ادب

{handicap} [علوم سلامت] وضعیتی ناشی از خلل یا کم توانی در فرد که از دستیابی او به جایگاه و نقش طبیعی خود، مطابق با سن و جنس و ویژگی های فرهنگی اجتماعی اش جلوگیری می کند

ویکی واژه

وضعیتی ناشی از خلل یا کم‌توانی در فرد که از دستیابی او به جایگاه و نقش طبیعی خود، مطابق با سن و جنس و ویژگی‌های فرهنگی ـ اجتماعی‌اش جلوگیری می‌کند.

جمله سازی با معلولیت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 مادرش او را به تنهایی و با مقرری افراد دارای معلولیت و در خانه دولتی بزرگ کرد. زندگی در فقر، باورهای او سیاسی او را شکل داد. مادر آنتونی آلبانیزی می‌خواست پسرش از فرصت‌هایی که خود او هرگز در اختیار نداشته استفاده کند. آنتونی آلبانیزی با پشتیبانی مادرش نخستین شخص در خانواده بود که مدرسه را تمام کرد و به دانشگاه رفت. آنتونی آلبانیزی نیز با الهام از زندگی خود، تلاش بسیاری برای ایجاد زندگی بهتر برای پسرش دارد.

💡 تعدادی از افراد دارای معلولیت در تهران، کرمان، مشهد، اراک، اردبیل، بروجرد، قم و کرمانشاه در اعتراض به بی‌توجهی نسبت به درخواست‌های خود، تجمع‌های اعتراضی برگزار کردند. همچنین در چند شهر دیگر نیز تجمع‌های اعتراضی یک‌نفره یا دو نفره معلولان برگزار گردید.

💡 جامعه باید با فراهم کردن امکانات رفاهی و زیرساخت‌های مناسب، از مشارکت فعال افراد دارای معلولیت در تمام عرصه‌های اجتماعی و اقتصادی حمایت کند.

💡 آموزش صحیح و مهارت‌آموزی می‌تواند به افراد دارای معلولیت کمک کند تا بتوانند به طور مستقل در بازار کار فعالیت کرده و زندگی کنند.

💡 درک درست از مفهوم معلولیت به ما می‌آموزد که هر فردی با توانایی‌های متفاوت در جامعه حضور دارد و باید مورد احترام و حمایت باشد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران