معسور
واژه معسور در تار و پود زبان عربی ریشه دوانده است. بنای اصلی آن از مصدر عُسر نشأت میگیرد که در مفهوم کلی به معنای دشواری، سختی، تنگی، و ناهمواری است. این مفهوم، در تقابل و تضاد مستقیم با واژه میسور قرار میگیرد. میسور خود از مصدر یُسْر برگرفته شده و به معنای آسانی، راحتی، گشایش، و سهولت است. در واقع، این دو واژه، مانند دو روی یک سکه، گسترهی حالات ممکن در مواجهه با یک امر را نشان میدهند: یا انجام آن آسان است (میسور) یا دشوار (معسور).
این رابطه متقابل در زبان عربی، تنها به صورت مفاهیم انتزاعی محدود نمیشود، بلکه در ساختارهای گوناگون زبانی نیز خود را نمایان میسازد. نمونهی بارز این کاربرد، عبارتی است که در زبان عربی به وفور دیده میشود: «دَعْهُ إلی مَيْسُورِهِ و إلی مَعْسُورِهِ». این عبارت را میتوان به این صورت ترجمه کرد: «آن را (یعنی هر امری را) به آسانیاش واگذار کن و به سختیاش واگذار کن». در اینجا، میسوره و معسوره به عنوان مصادر یا صفات مشتق از یسر و عسر به کار رفتهاند و بیانگر این نکته هستند که هر پدیدهای، در عین حال که جنبهای آسان و قابل دستیابی دارد، ممکن است جنبهای دیگر نیز داشته باشد که مستلزم تلاش، صبر، و غلبه بر موانع است.
بنابراین، در زبان مبدأ، معسور به صورت ریشهای، بر حالتی دلالت دارد که انجام کاری، دستیابی به هدفی، یا تحقق امری، با موانع، چالشها، و سختیهایی همراه است. این دشواری میتواند ماهیتهای مختلفی داشته باشد؛ از سختی مادی و فیزیکی گرفته تا دشواری ذهنی، عاطفی، یا حتی معنوی. این معنای اصلی، زیربنای تمام کاربردهای بعدی این واژه را تشکیل میدهد.
مترادفها
دشوار، دور از دسترس
لغت نامه دهخدا
معسور. [ م َ ] ( ع مص ) دشواری. ضد میسور و این هر دو مصدر است و گویند: دعه الی میسوره و الی معسوره و نزدیک سیبویه صفت است و گوید که مصدر بر وزن مفعول نیامده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج )( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). ج، معسورات. ( ناظم الاطباء ). || ( ص ) دشوار. دشخوار. سخت.مشکل. مقابل میسور. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
فرهنگ معین
(مَ ) [ ع. ] (اِ مف. ) دشوار.
فرهنگ عمید
دچار سختی.
فرهنگ فارسی
دشوار، ضد میسور
( اسم ) دشوار سخت مقابل میسور.
ویکی واژه
دشوار.
جمله سازی با معسور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا گشت عمل بدو مُفَوّض میسور شد آنچه بود معسور
💡 ز صاف می نصیبی هست دردی اذالمیسور لم یسقط بمعسور