معتقدات

مترادف‌ها

باورها، عقاید، اعتقادها

متضادها

انکار

لغت نامه دهخدا

معتقدات. [ م ُ ت َ ق َ ] ( ع اِ ) ج ِ مُعتَقَد. رجوع به معتقد شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) جمع معتقده ( معتقد ) آنچه مورد اعتقاد است عقیدهها.
جمع معتقد

جمله سازی با معتقدات

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ز بعد معتقداتت که نام شد ایمان ز پنج رکن مر اسلام را همیشه بناست

💡 آیین میترایی پیش از آن که به اروپا منتقل شود، با بسیاری از معتقدات بابلی و عناصر دیگر آمیخته شد و در اروپا به ویژه روم نیز عناصر یونانی و رومی بسیاری به آن افزوده شدند و در اروپا به شکل آیینی درآمد که از مهرپرستی ایرانی تنها نامی بیش نداشت.

💡 ز بعد معتقدات این بود عباداتت که بس شرایط بسیار هم درین اثناست

💡 بیان معتقداتت که نام شد ایمان که گفتنش بزبان داشتن بدل شد راست

💡 هر انسانی بر اساس محیطی که در آن بزرگ شده است، مجموعه‌ای از معتقدات و ارزش‌های خاص را در درون خود پرورش می‌دهد که بر رفتارش اثر می‌گذارد.

💡 برای برقراری یک گفتگوی سازنده میان پیروان ادیان مختلف، بسیار ضروری است که به معتقدات و سنت‌های یکدیگر با احترام و دقت بسیار زیاد نگاه کنیم.

💡 تفاوت در معتقدات سیاسی و مذهبی نباید باعث شود که ما توانایی همدلی و همکاری با دیگر انسان‌ها را در مسیر پیشرفت جامعه از دست بدهیم.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران