مظان
مظان به معنای فرد یا گروهی است که مورد اتهام یا مظنون به انجام عملی خاص قرار گرفتهاند. این واژه معمولاً در زمینههای حقوقی، امنیتی یا خبری به کار میرود و نشان میدهد شخص یا گروهی در مرکز توجه تحقیقات یا اتهام قرار دارد.
استفاده از اصطلاح مظان در گزارشها و اخبار، موقعیت فرد یا گروه را در رابطه با حادثه یا جرم مشخص میکند. به عنوان مثال، وقتی گفته میشود کسی «در مظان اتهام» است، منظور این است که او تحت بررسی و توجه مقامات برای یک اقدام خاص قرار دارد و احتمال دخالتش در رویداد مورد نظر وجود دارد.
مظان بودن فرد، علاوه بر بعد حقوقی، در تحلیل سیاسی و امنیتی نیز اهمیت دارد. این اصطلاح به مخاطب کمک میکند تا جایگاه فرد در یک حادثه را بهتر درک کند و شدت اتهام یا اهمیت موضوع را ارزیابی نماید. به این ترتیب، این واژه یک ابزار دقیق برای بیان وضعیت مظنونان در گزارشها و اسناد رسمی است.
مترادفها
گمان، احتمال، ظن
متضادها
یقین
لغت نامه دهخدا
مظان. [ م َ ظان ن ] ( ع اِ ) جای گمان بردن. اگرچه این لفظ جمع است مگر گاهی به معنی واحد هم می آید چنانکه لفظ مشام. ( غیاث ) ( آنندراج ). جای گمان بردن و جای احتمال. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ معین
(مَ نّ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ مظنه.
فرهنگ عمید
= مظنه
فرهنگ فارسی
جمع مظنه
( اسم ) جمع مظنه: در مظان استجابت دعا مرا فراموش نکنید. یا مظان تهمت ( تهم ). کسی که دربار. اوگمان تهمت رود.
ویکی واژه
جِ مظنه.
جمله سازی با مظان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بگفتمش ز کجا داری این بشارت گفت ز صد علامتم اقبال در مظان انداخت
💡 نفس خویش را دائم در مظان تهمت نهند و به اعمال خود دل سوزانند و اگر کسی یکی از ایشان را پاک شمرد، از آن گفته بیمناک شود و گوید من خویشتن را بهتر از دیگری شناسم.
💡 گذشت بر من و بر خواجه قرب هجده سال که هر دو بودیم اندر مظان خوف و خطر