مطایبه. [ م ُ ی َ ب َ / ی ِ ب ِ ] ( از ع، اِمص ) شوخی و مزاح و خوش طبعی و خوش منشی. ( ناظم الاطباء ). خوش منشی. ج، مطایبات. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ): در حق خواجه زکی ابوالطبیب از طریق مطایبه گوید. ( تاریخ بیهق چ بهمنیار ص 127 ).
بس کن خاقانی از مطایبه زیرا
باطن او درد و ظاهرش همه صاف است.خاقانی.و رجوع به مطایبت و مطایبة شود.
- مطایبه کردن؛ هزل کردن. شوخ طبعی کردن. شوخی کردن. مزاح کردن.
(مُ یِ بِ ) [ ع. مطایبة ] (مص ل. ) شوخی و مزاح کردن، خوش طبعی کردن.
شوخی و مزاح کردن، خوش طبعی کردن.
شوخی و مزاح کردن، خوش طبعی کردن
۱ - ( مصدر ) شوخی کردن با کسی مزاح کردن. ۲ - ( اسم ) شوخی مزاح جمع: مطایبات.
مطایبة
شوخی و مزاح کردن، خوش طبعی کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نه آسمانم و نی آفتاب و نی بهرام کزین مطایبه کردم ز ساده لوحی شاد
💡 سوم: حسد است، چنان که مردم کسی را تعظیم و تکریم کنند یا او را ثنا و ستایش گویند و تو از راه حسد متحمل آن نتوانی شد و به این سبب مذمت او کنی و عیوب او را ظاهر سازی چهارم: مزاح و «مطایبه نمودن و اوقات به خنده و لهو و لعب گذرانیدن به نقل احوال و اقوال و افعال مردم، بدون قصد اهانت و خواری رسانیدن.
💡 لطف تو با شمال و صبا در مطایبه صیت تو با صباح و مسا در مسافره
💡 بس کن خاقانیا مطایبه زیرا باطن او درد و ظاهرش همه صاف است
💡 بدین مطایبه مجرم نیم که با چو توئی به مذهب ظرفا اینقدر روا باشد
💡 محتوای این اشعار، طیف نسبتاً وسیعی را در بر میگیرد از مسائل مذهبی و عرفانی گرفته تا هزل و مطایبه و نیز پند و اندرز، به ویژه از زبان یک زندانی که از خطاهای گذشته پشیمان است.