مطامع به معنای آرزوها و طمعهای انسانها است که به شکل جمع مطمع بیان میشود. این واژه در ادبیات و زبان فارسی به طور خاص به آرزوهای برآورده نشده یا اهدافی اشاره دارد که شخص به دنبال دستیابی به آنهاست. در واقع، این واژه میتواند نشاندهنده تمایلات و خواستههای عمیق فرد باشد که به نوعی با امید و آرزو شده است. این مفاهیم میتوانند گاهی با واقعیتها در تضاد باشند، بهگونهای که گاهی افراد به چیزهایی طمع میکنند که ممکن است خلاف انتظار و واقعیتهای زندگیشان باشد. در این راستا، واژه طمع نیز به عنوان یکی از اجزای این مفهوم مطرح میشود که به نوعی به ناپایداری و عدم تعادل در آرزوها اشاره دارد. در نهایت، میتوان گفت که مطامع و طمعها میتوانند تأثیرات قابل توجهی بر زندگی افراد داشته باشند و در شکلگیری شخصیت و رفتار آنها نقش بسزایی ایفا کنند.
مطامع
لغت نامه دهخدا
مطامع. [ م َ م ِ ] ( ع اِ ) آرزوها و طمعها. ج ِ مطمع. ( ناظم الاطباء ). ج ِ طمع. خلاف قیاس چنانکه محاسن جمع حسن. ( غیاث ) ( آنندراج ).
فرهنگ معین
(مَ مِ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ مطمع.
فرهنگ عمید
= مطمع
فرهنگ فارسی
جمع مطمع
( اسم ) جمع مطمع.
جمله سازی با مطامع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دید کوهی حقیقت دل را شرع را چون بجان مطامع شد
💡 درگاه تو عام را مطامع ایوان تو خاص را مکاسب
💡 طبعت فضلا را صدف در معانی گنج ضعفا را هدف تیر مطامع