مصیبت زدگی
مترادفها
بدبختی، گرفتاری
متضادها
خوشبختی، شادمانی
فرهنگ معین
(مُ بَ. زَ دَ ) [ ع - فا. ] (حامص. ) ۱ - در رنج و بلا بودن. ۲ - ماتم زدگی. ۳ - بدبختی، بیچارگی.
فرهنگ عمید
ماتم زدگی، در رنج و بلا بودن.
فرهنگ فارسی
۱- در رنج و بلا بودن. ۲ - ماتم زدگی تعزیت داری. ۳ - بدبختی بیچارگی.
ویکی واژه
در رنج و بلا بودن.
ماتم زدگی.
بدبختی، بیچارگی.
جمله سازی با مصیبت زدگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آن دل که به هجر تو ز آرام برآید زودش به مصیبت زدگی نام برآید