مصاع

لغت نامه دهخدا

مصاع. [ ] ( ع اِ ) زعرور است. ( تحفه حکیم مؤمن ). رجوع به زعرور شود.
مصاع. [ م ِ ] ( ع مص ) مماصعت. جدال کردن. ( یادداشت مؤلف ). به یکدیگر شمشیر زدن. جنگ کردن. با هم کشش کردن و پیکار و خصومت نمودن. مماصعة. ( منتهی الارب ). و رجوع به مماصعت شود.
مصاع. [ م َص ْ صا ] ( ع ص ) مرد سخت شمشیرزننده. مصع [ م َ ص ِ / م َ ].

فرهنگ معین

(مَ صَّ ) [ ع. ] (ص. ) مرد سخت شمشیر زننده.

ویکی واژه

مرد سخت شمشیر زننده.

جمله سازی با مصاع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سوی مصاعد رفعت که نسر واقع شد همای رایت قدر تو مرغ مرعش باد

💡 سوی مدارج مدح تو بال خاطر سست سوی مصاعد قدر تو پای فکرت لنگ

اوشاخ یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز