مصادف

لغت نامه دهخدا

مصادف. [ م ُ دِ ] ( ع ص ) آنکه می یابد کسی را و ملاقات می کند. ( ناظم الاطباء ). یابنده و بیننده. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ). روبروشونده. برخوردکننده. راست آینده با کسی در راهی.
- مصادف شدن؛ دیدار کردن. به هم رسیدن. برخورد کردن. روبرو شدن. با هم ملاقات و دیدار کردن. ( از ناظم الاطباء ). دچار خوردن.
- || ناگهان یافتن. ( ناظم الاطباء ).
- || تصادف کردن. مصادف آمدن. برخورد کردن. برخوردن. تلاقی کردن در زمان واحد، چنانکه مصادف شدن عید فطر با جمعه، یا عید قربان با جمعه و نوروز. ( از یادداشت مؤلف ).
|| دچارشده و مقابل گشته. || به هم رسیده. || به هم برخورده. || یافت گردیده. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(مُ دِ ) [ ع. ] (اِفا. ) برخورد کننده، روبرو شونده.

فرهنگ عمید

کسی یا چیزی که با دیگری روبه رو شود و برخورد کند، برخورد کننده، به هم رسیده، به هم برخورده.

فرهنگ فارسی

برخوردکننده، کسی یاچیزی که بادیگری روبروشودوبرخوردکند، بهم رسیده وبهم برخورده
( اسم ) روبرو شونده برخورد کننده جمع: مصادفین.
آنکه می یابد کسی را و ملاقات می کند یابنده و بیننده.

ویکی واژه

coincidenza
برخورد کننده، روبرو شونده.

جمله سازی با مصادف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو قطره از وطن خویش رفت و بازآمد مصادف صدف او گشت و شد یکی گوهر

💡 وی در هشتم محرم سال ۱۳۱۳قمری مصادف با ۹ تیر ۱۲۷۴ شمسی در نجف به دنیا آمد.

جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز