مشکین نفس
فرهنگ عمید
۲. شیرین سخن.
فرهنگ فارسی
ویکی واژه
شیرین سخن.
جمله سازی با مشکین نفس
ای بسا، کز آتش سودای آن مشکین نفس دود پیچاپیچ من زین آبگون چنبر گذشت
بادها مشکین نفس شد ابرها گوهرنثار خوش به آیین تمام امسال می آید بهار
مشکین نفس از شوق تو شد قاسمی، آری با طیب موالات تو عطار توان بود
یک شب نسیم زلفت از حلقه شنودم مشکین نفس برآمد آن دم ز سینه دودم
ز امتزاج خاک یابی باد را مشکین نفس در مزاج لاله بینی آب را آتش شعار
من و با یکدوسه مشکین نفس صاحب طبع من و با یکدوسه شکر سخن شیرین کار