مسطحه
مترادفها
صاف، تخت، هموار
متضادها
ناهموار، برجسته، کروی
لغت نامه دهخدا
( مسطحة ) مسطحة. [ ] ( ع اِ ) نوعی کشتی جنگی. ( از تاریخ تمدن جرجی زیدان ج 1 ص 161 ).
فرهنگ فارسی
نوعی کشتی جنگی
جمله سازی با مسطحه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ریاضیات، حساب استدلالی، هندسه فضایی، مسطحه و جبر را نزد سید ابوالقاسم خوانساری (ریاضی) از نوادگان میرکبیر آموخت.
💡 در کلاس جغرافیای امروز، استاد توضیح داد که زمین برخلاف تصور قدیمیها که آن را مسطحه میدانستند، یک کره است که دارای برجستگیهای مختلف است.
💡 طراحی نقشههای دقیق برای زمینهای مسطحه بسیار سادهتر از مدلسازی ویژگیهای پیچیده و ناهمواریهای سطح کره زمین در مقیاسهای بزرگ و جهانی است.
💡 برخی از نظریههای منسوخ شده در گذشته، بر این باور بودند که سطح جهان کاملاً مسطحه است و هیچ انحنایی در افق وجود ندارد.