فرنجیه
مترادفها
فرانسوی
لغت نامه دهخدا
( فرنجیة ) فرنجیة. [ ف ِ رَ جی ی َ ] ( ع اِ ) نوعی ماشین جنگی. افرنجیه. ( دزی ج 2 ص 262 ). رجوع به افرنجیه شود.
فرهنگ فارسی
نوعی ماشین جنگی. افرنجیه
جمله سازی با فرنجیه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سلیمان فرنجیه (عربی: سليمان بك فرنجية؛ زادهٔ ۱۸ اکتبر ۱۹۶۵) سیاستمدار اهل لبنان است که رهبر کنونی جنبش مرده میباشد. وی پیشتر عضو پارلمان لبنان بود.
💡 سلیمان فرنجیه (عربی: سلیمان فرنجیة؛ ۱۵ ژوئن ۱۹۱۰ – ۲۳ ژوئیهٔ ۱۹۹۲) یک سیاستمدار مارونی و از ۲۲ سپتامبر ۱۹۷۰ نا ۲۲ سپتامبر ۱۹۷۶ رئیسجمهور لبنان بود.
💡 لامیتا فرنجیه (۱۹۸۰) بازیگر و مدل لبنانی است.